شغل: خانه دار ، مهارت: مهر و ماه ، سرنوشت: انزوا | آخرین خبرها

شغل: خانه دار ، مهارت: مهر و ماه ، سرنوشت: انزوا |  آخرین خبرها


خانه داری یکی از مشاغل تعداد قابل توجهی از زنان ایرانی است ، اما علی رغم سخت کوشی ، حقوق مستقیم ندارد و زنان خانه دار کاملاً به همسران خود وابسته هستند.

کمبود دستمزد در زنان خانه دار کار خانه را سخت و بی فایده کرده است.

اقتصاد و نگاه سنتی به جامعه

اشتباهی که در فرهنگ ما وجود دارد این است که زنان خانه دار بیکار محسوب می شوند. با این حال ، اگر فقط به نقش تربیت فرزندان توجه کنیم ، می توان گفت که سالانه هزینه های زیادی برای آموزش کودکان در مدارس هزینه می شود. بسیاری از این آموزش ها ، به ویژه در سنین جوانی ، توسط مادر در خانه انجام می شود.

متأسفانه ، کارهای خانه زنان هرگز پایان نمی یابد. زنان خانه دار برای کار خود حقوق دریافت نمی کنند. زیرا این یک کار مزرعه ای نیست. با این حال ، مفهوم “نفقه” در قانون گنجانده شده است. همه زنان خانه دار کم و بیش با مشکل کارهای روزمره یکنواخت خانه روبرو هستند. مواردی مانند نظافت ، آشپزی ، خرید ، مراقبت از کودکان ، مهمان نوازی و غیره – این همان چیزی است که جوامع سنتی یکی از مسئولیت ها و برنامه های زنان می دانند.

امروزه ، خانوارها از شکل سنتی خود دور شده اند و زندگی مدرن در شهر برخی از رنج ها را کاهش داده است. با این حال ، این کار او را از بسیاری از امتیازات عاطفی و وقار نسبت به کاری که بسیاری از خانم های خانه دار انجام کار در خانه را وقت گیر ، یکنواخت و ناکارآمد می دانند ، محروم کرده است. امروزه در بیشتر کشورها ، زنان خانه دار فعال هستند ، اما متأسفانه نوع فعالیت ، انرژی و ارزش اقتصادی کار زنان ایرانی مشخص نیست. بنابراین ، طبق تحقیقات ، باید ارزش اقتصادی کار زنان در خانه را محاسبه کرد.

بسیاری به ویژه خانواده های سنتی معتقدند که مسئولیت خانه بر عهده زنان است. طبق نظر جامعه شناسان در حوزه جامعه شناسی ، تئوری منابع نسبی در تقسیم امور داخلی وارد می شود. این نظریه استدلال می کند که توازن قوا در شریک زندگی خانوادگی است که منابع بیشتری در ازدواج دارد. هر شریکی که در روابط زناشویی منابع بیشتری داشته باشد قدرت بیشتری دارد.

از آنجا که مردان تمایل دارند در روابط زناشویی درآمد بیشتری کسب کنند ، قدرت و چانه زنی بیشتری دارند ، بنابراین می توانند کارهای بیشتری را انجام دهند که می خواهند انجام دهند. این کار آنها را از کارهای تکراری منزل خلاص می کند. طبق نظریه ایدئولوژی جنسیتی ، نگرش نسبت به نقشه های جنسیتی عامل تعیین کننده ای در تقسیم تکالیف است. جفت های مساوی تقسیم کار به همان اندازه برابر خواهند داشت. برعکس ، هرچه ایدئولوژی جنسیتی زن و شوهر سنتی تر باشد ، مردان کمتر درگیر کارهای خانه می شوند.

برخی ماهیت خانه داری را یکنواخت و ناعادلانه می دانند. از طرف دیگر ، خانه داری به عنوان نگرانی زنانی که این کار را در خانه انجام می دهند در نظر گرفته می شود و باعث افسردگی می شود. وسواس احساس بیش از حد ، بی هدف بودن و پوچی. نارضایتی از زندگی خانوادگی و … زنان خانه دار می شوند

احساسی ناخوشایند که زنان خانه دار را آزار می دهد

قلب بسیاری از زنان خانه دار این است که هیچ کس دیدگاه مثبت و موثری نسبت به آنچه در خانه انجام می دهند ندارد. این احساس در زنانی که روزگاری درگیر فعالیتهای اجتماعی و خارج از خانه بودند و اکنون به دلایلی مانند بیکاری و تعدیلات اخیر یا تولد کودک در خانه می مانند ، بارزتر است.

چند سال پیش که بیشتر زنان کار نمی کردند ، زنان خانه دار احترام و توجه بیشتری داشتند و اکنون به دلیل افزایش تعداد زنان شاغل ، زنان خانه دار احساس بی اهمیت بودن می کنند و معتقدند حمایت از آنها کمتر است. برخی ماهیت خانه داری را یکنواخت و ناعادلانه می دانند. از طرف دیگر ، خانه داری به عنوان نگرانی زنانی که این کار را در خانه انجام می دهند در نظر گرفته می شود و باعث افسردگی می شود. وسواس احساس بیش از حد ، بی هدف بودن و پوچی. نارضایتی از زندگی خانوادگی و … زنان خانه دار می شوند.

شغل: خانه دار ، مهارت: مهر و ماه ، سرنوشت: انزوا

افسردگی بیماری شایع زنان خانه دار است

در جامعه مدرن ، زنان با دو چالش روبرو هستند. زنان خانه داری که تمام توان و انرژی خود را صرف خانواده ها ، همسران و فرزندان کرده و از رشد و شکوفایی استعدادهای ذاتی و جامعه و همچنین توانایی های وجودی محروم کرده اند و همچنین زنان شاغل که بطور همزمان و در نتیجه بار کشاورزی و اشتغال را به دوش کشیده اند فشار. و بسیاری از آسیب های روحی و جسمی.

زنان خانه دار از موقعیت و نقش خود ناراضی هستند. این به این دلیل است که آنها در خانه تلاش مثبتی ندارند. مهمترین مشکل و مشکلی که زنان خانه دار با آن مواجه هستند – افسردگی. آنها می توانند تحت تأثیر عواملی مانند استرس همراه با انتظارات از نقش زن خانه دار ، دست کم گرفتن کار آنها و عدم توجه و قدردانی از فعالیت هایشان در خانه و غیره قرار بگیرند که در زندگی زناشویی و در نتیجه زندگی روزمره تداخل ایجاد می کند. و به افسردگی بیفتید.

طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی ، افسردگی یک بیماری شایع در میان زنان است. در ایران ، شیوع اختلالات خلقی ، به ویژه در زنان ، بیش از سایر اختلالات است. یکی از دلایل افسردگی در زنان این است که آنها برای کارهای خانه پول کافی دریافت نمی کنند یا به دلیل تولد کودک خردسال از ارتباط با دیگران محروم هستند. برعکس ، وقتی وضعیت اجتماعی بالاتری داشته باشند ، کمتر دچار افسردگی می شوند.

مشکل دیگری که زنان خانه دار با آن روبرو هستند پایین بودن کیفیت زندگی است. درک وضعیت زندگی یک فرد در متن فرهنگ ، نظام ارزشی جامعه ، اهداف ، انتظارات و معیارهای هر فرد کیفیت زندگی نامیده می شود. اکنون ، مطابق این تعریف ، کیفیت زندگی از دیدگاه افراد در موقعیت های مختلف متفاوت است و به رضایت فرد از زندگی خود اشاره دارد.

رضایت از روابط زناشویی نیز در زنان شاغل بیشتر از زنان خانه دار است. زنان خانه دار گاهی از مقایسه خود با زنان شاغل ناراحت می شوند ، اما از آنجا که زنان خانه دار از شبکه و فضای اجتماعی کافی برای طرح نگرانی های خود برخوردار نیستند ، به نظر می رسد بسیاری از موضوعات غیرقابل مشاهده و پنهان مانده است. این به نوبه خود می تواند منجر به ناامیدی ، افسردگی ، ناامیدی و احساس حقارت شود. این می تواند کیفیت زندگی و درک آنها از کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهد.

تفکیک جنسیتی ، که زنان را مجبور به انجام کارهای خانه می کند ، یکی از اساسی ترین راه های ایجاد نابرابری جنسیتی در جامعه است.

شغل: خانه دار ، مهارت: مهر و ماه ، سرنوشت: انزوا

خانواده یک کار تحمیل شده ، خسته کننده و خسته کننده است

سیمین کاظمی ، جامعه شناس ، معتقد است که خانه داری شغلی بدون عوارض و عوارض است که به زنان تحمیل می شود. به گفته وی ، ترکیب “زنان خانه دار” چنان عادی و پایدار است که خانه داری وظیفه ابدی زنان است و زنان با چنین مسئولیت هایی متولد می شوند. این در حالی است که تقسیم کار جنسیتی ، که در آن مسئولیت های داخلی به زنان محول می شود ، توسط جامعه تولید و پرداخت می شود و هیچ ارتباطی با خصوصیات طبیعی زن و مرد ندارد.

به گفته این جامعه شناس ، تقسیم جنسیتی کار که زنان را مجبور به انجام کارهای خانه می کند ، یکی از اساسی ترین راه های ایجاد نابرابری جنسیتی در جامعه است. در تقسیم کار جنسیتی ، از آنجا که کارخانه توسط زنان اداره می شود ، ناچیز و ناچیز تلقی می شود و آنچه مردان نان آور خانواده می کنند بسیار حیاتی است ، بنابراین حقوق مردان بیشتر از زنان است.

اگرچه وضعیت موجود به دنبال آشنایی زنان خانه دار با ادبیات اضافی برای حفظ نظم جنسیتی هستند ، اما واقعیت این است که تکالیف درسی مجموعه ای تمام نشدنی از کارهای بدون درد و تکرار است که برای زنان تکراری ، مداوم ، کسل کننده و طاقت فرسا است. او تا ناهار مشغول است. ماهیت چنین وظایفی به گونه ای است که امکان خلاقیت و خودکوفائی محدود است و بنابراین زنان را به سمت افسردگی ، ناامیدی و احساس ناامیدی سوق می دهد.

یک زن خانه دار فرصت های شغلی زنان را از بین می برد

خانه دار بودن معمولاً به معنای کمبود فرصت های شغلی است. به همین دلیل است که در جامعه ما ، که فرصت های شغلی زنان محدود است و متناسب با افزایش تحصیلات و مهارت ها ، فضای کاری برای زنان وجود ندارد ، تعداد زنان خانه دار تحصیل کرده نیز در حال افزایش است.

بعلاوه ، از آنجا که این کارخانه کار تولیدی نیست و در واقع کار بدون مزد است ، زنان خانه دار از استقلال اقتصادی و وابستگی مالی به مردان محروم می شوند ، که این امر حق تبعیت غیرمجاز زنان از مردان را قانونی می کند و به خودی خود علت بسیاری از مشکلات شخصی است. و زنان اجتماعی. سایه فرهنگ پدرسالاری و میراث باورنکردنی آن ، تقسیم جنسیتی کار که خانه داری را وظیفه یک زن دانسته است ، چنان سنگین است که حتی بسیاری از زنان شاغل نیز از کارهای خانه مستثنی نیستند و مجبور به انجام کارهای خانه غیر از کار در خارج از خانه هستند. آنها رنج و خستگی مضاعف و خستگی را متحمل می شوند.

در آخر ، باید توجه داشت که بسیاری از زنان مجبورند بیش از اینکه با میل و رغبت از خانه مراقبت کنند. باید به یاد داشته باشیم که خانه وظیفه زن نیست و وضع چنین وظیفه ای بر زنان ناعادلانه و ناعادلانه است. برای رهایی زنان از مسئولیت های داخلی ، لازم است تقسیم کار بین جنسیت حذف شود و مسئولیت های سنگین خانه داری در جامعه پذیری این شکل کار و مشارکت مردان از دوش زنان برداشته شود.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>