پسر دادستان: میراث زنده نورنبرگ اخبار آلمان


در 20 نوامبر 1945 ، چند ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ، یک سری دادگاه های نظامی در شهر نورنبرگ آلمان آغاز شد.

اولین محاکمه پرونده بزرگ جنایات جنگی بود که در آن 24 نازی عالی رتبه در کاخ دادگستری به دادگاه کشانده شدند. دوازده متهم به اعدام محکوم می شوند.

12 دادگاه دیگر – معروف به دادرسی بعدی نورنبرگ – بین سالهای 1946 و 1949 در نورنبرگ برگزار شد.

هفتاد و پنج سال پس از شروع دادگاههای نورنبرگ ، از سه نفر می شنویم که زندگی آنها مدتها تحت الشعاع دادگاهها و وقایع بعدی قرار گرفته است: پسر یکی از متهمان ، پسر یکی از دادستان ها و دختر یک بازمانده از هولوکاست.

دون فرنس سازمان دهنده موسسه جهانی پیشگیری از پرخاشگری است. پدر وی ، بنجامین فرنس ، آخرین دادستان نورنبرگ بود که زنده مانده بود. بن 27 ساله بود که دادستان ارشد پرونده Einsatzgruppen شد ، نهمین دادگاه از 12 دادگاه بعدی نورنبرگ. در آن 24 فرمانده جوخه مرگ متحرک که در اروپای شرقی تحت اشغال نازی ها فعالیت می کردند به جرم جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت محاکمه شدند.

در اینجا دون فرنس توضیح می دهد که بزرگ شدن در سایه دادگاه های نورنبرگ چگونه بود:

من در سال 1952 در نورنبرگ متولد شدم ، اما چهار سال بیشتر نداشتم كه خانواده ام آلمان را به مقصد ایالات متحده ترك كردند ، بنابراین خاطرات بسیار کمی از این كشور دارم.

پدرم شاهد هولوکاست بود. وی به عنوان عضوی از ارتش ایالات متحده مستقر در آلمان ، به لشکر جنایات جنگی ژنرال جورج پاتون پیوست که اردوگاه های کار اجباری بوخنوالد ، ماوتهاوزن و فلوسنبورگ را آزاد و تحقیق کرد.

پدر من از آنچه در آنجا دید آسیب دیده بود ، اما نسل های بعدی آلمان را مسئول گناهان پدران خود ندانست. وی اذعان کرد که این جنایات توسط مردم و نه ملت ها انجام شده است.

خانواده فرنس در سال 1953 در نورنبرگ [Photo courtesy of the Ferencz family]

و با این وجود پدر من به صراحت به ما گفت که برای ما به عنوان کودکان یهودی ساکن آلمان هیتلر چگونه خواهد بود. وی گفت نازی ها سر ما را به دیوار می کوبند و ما را از پنجره به بیرون پرت می کنند. او همه این داستان ها را برای ما تعریف کرد. داستان های ترسناک که هرگز نباید در این سن به کودک بگویید. نفهمیدم چرا این کار را کرد

خیلی واضح به یاد دارم که پدرم جعبه ای داشت که زیر کمدش را در کمدش نگه داشته بود. داخل آن تصاویر وحشتناک و هولناکی وجود داشت. شاید او سعی کرده باشد آگاهی و درک از آنچه در آنجا اتفاق افتاده را به عنوان راهی برای مقابله با PTSD به فرزندان خود القا کند. شاید این روش او برای اطمینان از این بود که ما همیشه هوشیار هستیم.

من بزرگتر شدم که جنگ تهاجمی جرمی علیه صلح و امنیت کل جهان است. رابرت جکسون ، دادستان کل ایالات متحده در نورنبرگ توضیح داد که رهبرانی که “شرورهایی را که هیچ خانه ای در دنیا را دست نخورده ترک نمی کنند” وارد عمل می کنند ، باید محاکمه شوند و من واقعاً این را معتقدم.

در بزرگسالی ، من به پدرم و دادستان بودن او در نورنبرگ بسیار افتخار کردم.

من او را بت کردم و به یاد دارم که در دوران کودکی آلبومی با مقالات و بریده های روزنامه در مورد او درست کردم. او سعی کرد به ما بیاموزد که چگونه افراد بااخلاق ، با ملاحظه و با ملاحظه باشیم.

اوایل امسال دون فرنس در صدمین سالگرد تولدش با پدرش بنجامین فرنس بود [Photo courtesy of the Ferencz family]

در سال 1996 ، ما بنیاد سیاره را با هدف “آموزش جایگزینی قانون نیرو با قانون” ایجاد کردیم.

پسر بودن من برایم هرگز سخت نبود. هنگامی که من در جامعه بین المللی دادگستری کیفری شروع به کار کردم ، کارتی داشتم که نام بنیاد ما و نام من روی آن بود. به طور غیرقابل تغییر ، افرادی که من کارت را به آنها دادم می گفتند: “آیا شما با بن فرنس وصل هستید؟” تا حدی که کارت را تغییر دادم و روی آن نوشت: “بله ، من پسر او هستم!” اگر کارت به همراه نداشتم ، به آنها می گفتم (و اغلب هنوز هم دارم) که “مادرم قسم می خورد!”

من از سال 2005 تا 2017 در تلاش های دادگاه بین المللی کیفری (ICC) برای فعال کردن صلاحیت دادگاه خود در مورد جرم تجاوزگری شرکت کردم. من به سازماندهی یک گروه کاری مجازی از متخصصان موسوم به “انستیتوی جهانی پیشگیری از تجاوز” کمک کردم ، که در تلاش برای دستیابی به 30 تصویب مورد نیاز برای فعال کردن اصلاحیه های اساسنامه ICC در کامپالا برای جرم تجاوز ، که در سال 2017 به دست آوردیم ، فعال بود. .

من در بسیاری از جاها ، از جمله مکزیک ، ایالات متحده ، ایرلند ، انگلیس ، آلمان ، ایتالیا ، فرانسه ، هلند ، چین ، کرواسی ، آفریقای جنوبی ، هند و سنگال ، در مورد جنایت متجاوز سخنرانی کرده ام.

نورنبرگ را گاهی “عدالت پیروز” می نامند. اما من می خواهم به نکته ای توجه کنم که دادستان کل رابرت جکسون در نورنبرگ گفت: “جنگها فقط با اطمینان از پیروزی در آنها آغاز می شود.” نورنبرگ و جنایات اصلی – جنایات علیه بشریت ، نسل کشی ، جنایات جنگی و جنایات از تهاجم – برای ایجاد طراحی شده است ، سیستمی از قوانین است که نه تنها برای کسانی که در جنگ شکست خورده اند ، بلکه برای پیروزان نیز اعمال می شود.

من فقط در دهه 1990 در یک رویداد دانشگاهی در دادگاه کیفری بین المللی به نورنبرگ بازگشتم. من می خواستم برای اولین بار به یک شهر جدید سفر کنم. من به خانه ای که در آن متولد شدم برنگشتم و از کودکی نمی خواستم از مکانی بازدید کنم. اما از آنجا که من در آنجا متولد شدم ، احساس می کنم که به معنای واقعی کلمه بخشی از میراث زنده نورنبرگ هستم.



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>